محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

49

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

اين گونه احاديث در اين باب فراوان است و علت كناره‌گيرى بزرگان شيعه و مراجع دينى نجف ( و قم و ساير شهرستانها ) و دخالت نكردن در شؤن سلطنت و جهت دورى از سياستمداران را روشن ميگرداند و روشن مىشود كه اين عملى است كه از ائمه اطهار ( ع ) به ارث به آنان رسيده است . شركت در كارهاى دولتى عده‌اى از دانشمندان اماميه فتوى بحرمت شركت در امور دولتى داده‌اند : تنها كارهائى كه بنفع مؤمنين و بر طرف كردن ظلم از آنان مىباشد جائز شده است ولى ما بقى شغلهاى دولتى ولو ارتباط جزئى با دولت داشته باشد حرام است بلكه علماى شيعه دربارهء اعمال خود حاكم نيز نظر داده‌اند : مثلا دربارهء امام جماعت و جمعه شرط عدالت را ذكر كرده‌اند كه بايد عادل باشد و غالب حكومتها ، امام جمعه و جماعت ميشده‌اند ، و لازمه شرط عدالت اين استكه اگر بدانند امام جماعت فاسق و ستمگر است نمازشان باطل است . مطلب ديگرى كه از شرط عدالت استفاده مىشود اين استكه كه شرائط رهبرى مطلق بامانت و اخلاص تمام نميشود بلكه بايد عادل باشد . باز دانشمندان شيعه فتوى بحرمت غناء و استفاده از آلات طرب و صيد و خوشگذرانى و امثال اين محرمات را داده‌اند ولى حكومتها خودشان انجام داده و وسيلهء آن را در اختيار مردم ميگذارند ، و اين عمل مخالفت صريح با علماء شيعه است و فسق آنان را ثابت مىكند . از آنچه ذكر شد بدست آمد كه ريشه تشيع براساس انقلاب عليه فساد و ظلم پايه‌گذارى شده بنابراين اگر ببينيم زمامدارى براى نابودى شيعيان اقدام كرد مطلب تازه‌اى نيست ، بلكه روش همهء حكومتهاى استبدادى چنين بوده است . حكومتهاى استبدادى و روحانى نمايان حكومتهاى استبدادى اموال مردم را غارت نموده و آزادمردان را بزنجير كشيده و زندانها را از بيگناهان انباشته و با جان آنان بازى ميكنند . در چنين محيط خفقان و بيدادگرى روحانى نمايانى را انتخاب ميكنند كه جنايت آنان را تصويب نموده و با قواعد دينى تطبيق كنند ! معاويه براى اين كار « ابى هريره » و « سمرة بن جندب » را انتخاب كرده بود كه روايات دروغى را از زبان پيغمبر ( ص ) درباره مدح معاويه و مذمت حضرت امير ( ع ) نقل كنند و براى « يزيد » فرزند معاويه روحانى نمائى پيدا شد كه بگويد : « ان الحسين قتل بسيف جده » حسين با شمشير جدش